محمد مهدى ملايرى

150

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اسلامى همچون ابن عباس و ابن مسعود و ابن مقفع و جاحظ و ابو زيد منجمى و مانند اينها همه را در كنار هم مىيابيم « 1 » . اين همان هدفى است كه در كتابهاى ابو على مسكويه نيز به چشم مىخورد . وى در آخر كتاب « جاودان خرد » خود مىگويد « هدف من از تأليف اين كتاب همانطور كه در آغاز آن گفتم اين بود كه كتاب جاودان‌خرد « 2 » را به آنچه از حكمتهاى ايران و هند و عرب و روم درخور آن است كامل كنم ، و غرض از اين كار هم اين است كه معلوم شود كه عقول همهء ملتها ( يا دانشمندان آنها خ . ل . ) همه در يك راه به هم مىپيوندند ، و با اختلاف محيط و بقاع مختلف نمىشوند ، و با تغيير ازمنه هم تغيير نمىيابند ، و هيچ رادع و مانعى اين حكمتها را در طى روزگاران و نسلها از بين نمىبرد . و اين عنوانى كه به آن داده‌اند يعنى جاودان‌خرد كاملا صحيح است ( يعنى اين حكمتها جاودانى است ) « 3 » . اين سعهء صدر و روح تسامح را به‌خصوص در برخى از بزرگان شيعهء اين دوران نيز مىتوان به‌خوبى تشخيص داد ، و نمونه‌هاى آن را در ديوان اشعار دو تن از اشراف اين دوران يعنى شريف رضى ( درگذشته در 406 هجرى ) و شريف مرتضى ( درگذشته در سال 436 هجرى ) مىتوان يافت . بهترين تجلى اين سعهء صدر در ديوان شريف رضى ، قصيدهء بلندى است كه وى در رثاء ابو اسحاق صابى كه نويسنده‌اى بافضيلت بوده ، سروده است ، با اين مطلع : اعلمت من حملوا على الأعواد * ارأيت كيف خبا ضياء النّادى اين قصيده ، يكى از پرمايه‌ترين و معروف‌ترين قصائد عربى به‌شمار مىرود . ابو اسحاق از صابئين بود و مسلمان نشده بود و با همان كيش قديم خود در

--> ( 1 ) - كتاب « السعادة و الاسعاد فى السيرة الانسانية » به كوشش استاد فقيد مجتبى مينوى با مقدمهء جامعى از وى در شرح حال و آثار عامرى نيشابورى در سال 1336 هجرى شمسى در تهران ، انتشارات دانشگاه تهران به شمارهء 435 به چاپ رسيده . ( 2 ) - منظور وى در اين‌جا جاودان خرد قديم ايرانى است كه مسكويه آن را با افزودن مطالب ديگرى از مآخذ ايرانى و غير ايرانى تكميل كرده و آن هم به مناسبت نام همان جاودان‌خرد قديم كه در صدر اين كتاب جاى داده شده به جاودان‌خرد معروف گرديده . ( 3 ) - الحكمة الخالده ، ص 375 .